ريِتي (ريِتي‌، پروجا 1388 ـ رم حدود 1460) و يوحنا آلمانو (متولد قسطنطنيه‌؛ معلم پيكو دلا ميراندولا؛ زمان پيكو 1463 ـ 1494).
شرح‌هاي او اساساً مبتني بر متن‌هاي عبري يا ترجمه‌هاي آنها است‌، ولي او پرونسي و لاتيني هم مي‌دانست‌، كه هردو را رومي مي‌ناميد و قدري معلومات عربي هم داشت‌، آن‌قدر كه‌ مثلاً بتواند ترجمه‌ٴ موره نبوكيم سموئيل بن تبّـون را با اصل آن (دلالةالحايرين‌) مقايسه كند؛ او هم‌چنين به ترجمه‌ٴ عربي تورات توسط سعدياي جايون اشاره مي‌كند.

جدياه بن ابراهيم بِـدِرسي‌

جدياه بن ابراهيم بِـدِرسي‌. (بِـدِرسي يعني اهل بزيه‌) شاعر و فيلسوف يهودي لانگدوكي‌، هم‌چنين مترجم عربي به عبري‌. در سال 1270 يا پيش‌از آن در بزيه يا پرپينيان به دنيا آمد و درحدود 1340 درگذشت‌. او را جدياه پنيني (مخفف پرپينياني‌؟) هم مي‌ناميدند و به پرونسي‌ اِن بُنه ابرام يا دُن بُنه پروفيت مي‌خواندند (بُنه معادل طوبيه در عبري است‌). او به مِليظ (سخنور) ملقب بود. پدرش ابراهيم بن اسحاق بِـدِرسي از معروف‌ترين شعراي عبري لانگدوك بود.1
علاوه‌بر اشعار و مناجات‌هاي مختلف‌، او در حدود 1287 كتاب بهشت را در چهار فصل‌ نوشت‌: 1) خدمت خدا، 2) دوستان و دشمنان‌، 3) بي‌ارزشي امور دنيوي‌، 4) آنچه شخص بايد براي اصلاح خودش بياموزد و بداند. اين فصل آخر به‌ويژه مهم است‌، چون بر ارزش علم (حتي‌ از لحاظ صرفاً ديني‌) تأكيد مي‌كند. در آن از مراتب علوم‌، پزشكي‌، حقوق‌، منطق و غيره‌ گفت‌وگو شده است‌. جدياه علي‌رغم شور شديد ديني‌، اشتياق عميقي به علوم داشت و معتقد بود كمال مستلزم معرفت و ايمان است‌.
دومين اثر مهم او از ديدگاه ما نامه‌ٴ دفاعيه‌اي است كه در حدود 1305 از مونپليه خطاب به‌ سليمان بن‌ادرت بارسلوني در دفاع از ابن ميمون‌، يعني در دفاع از علوم ثبوتي و آزادفكري‌ معتدل دربرابر درست‌ديني تلمودي نوشت‌.
ملاحظه مي‌شود كه جدياه بخش عمده‌اي از عمرش را در پرپينيان گذراند. آن‌گاه پس از مرگ‌ پدرش روانه‌ٴ مونپليه شد. هنگامي‌كه در سال 1306 يهوديان از فرانسه رانده شدند، احتمالاً او به‌ پرپينيان بازگشت (در آن هنگام روسيون بخشي از كشور مايوركا بود).2


1 .ابراهيم بن اسحاق بِدِرسي يا ابراهيم پروفيت (حدود 1235 ـ حدود 1298). در مقدمه 2، 1744 از او نام برده شده است‌.
2 .مونپليه در آن هنگام در قلمرو مايوركا بود و نه فرانسه‌، ولي بِرِنژا فرِدولي‌، اسقف ماگُلُن‌، (و مونپليه‌) از سال 1263 تا 1296، يهوديان قلمرو خود را به فيليپ‌ زيبا واگذاشت‌. و بدين ترتيب اين يهوديان در سال 1306 همراه با يهوديان فرانسه رانده شدند. در سال 1319 سانشو (شاه مايوركا و مونپليه 1312 ـ 1324) يهوديان را به مونپليه بازخواند و در آنجا فرصت يافتند مدتي در آرامش به سر برند. در سال 1382 مونپليه به‌دست فرانسه افتاد؛ جامعه‌ٴ يهودي در سال 1394 با فرمان شاه تحت پي‌گرد قرار گرفت‌.